نگاهی جامعه شناختی به پیامدهای حاشیه نشینی در استان مازندران
امروزه پدیدۀ شهری کره زمین را تسخیر کرده است. توسعه فیزیکی، شتابان و نامتعادل شهرها، پیامدهای نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و کالبدی داشته که یکی از آن ها "حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی" است. براساس آمار رسمي جمعيت حاشيه نشين در کشور 5/7 ميليون نفر هستند.
حاشیه نشینی با نامهای مختلف دیگری همچون آلونک نشینی، زاغه نشینی، حلب شهر، حلبی آباد، سکونت گاه بی کنترل، خود مختار، خود به خودی، بی ضابطه و نامتعارف، اسکان غیر رسمی و... نامیده می شود.در استان مازندران، ساکنان این محلات را با نام هایی مانند کولی ها، چلینگرها(چگنی)، جوکی ها(جوگی ها)، قیوج، غربال بند و غربتی و ... شناخته می شوند که در نواحی همجوار دریای خزر به ویژه تنکابن، آمل، قائمشهر، بابلسر، ساری و بعضی مناطق دیگر پراکنده اند.
حاشیه نشینان نام اجتماعی است که خانه ها یا سکونت گاه های آن به نوعی "از طریق نقض مقررات موجود جامعه ای که در آن هستند در زمینه تصرف زمین و ایجاد بنا، به وجود آمده باشند". به عبارتی دیگر حاشیه نشینی به پدیده ای اطلاق می شود که در محلات فقیرنشین اطراف شهرهای بزرگ به وجود می آید و ساکنین این مناطق به علل گوناگون اقتصادی و اجتماعی نتوانسته جذب شهر شده و از امکانات شهر ی بهره مند شوند.در نظریات امروزی حاشیه نشینی موقعیت جغرافیایی، چندان وضعیت این افراد را تعریف نمی کند بلکه میزان جذب آن ها به چرخۀ اقتصادی تعیین کننده است.حاشیه نشینی به عنوان یکی از پاشنه آشیل های توسعه پایدار شهری، دو وجه درونی و بیرونی دارد. وجه بیرونی این پدیده مورد توجه عموم مردم و مبنای قضاوت دربارۀ این پدیده است اما دروجه درونی، حاشیه نشینی، نظام فرهنگی- اجتماعی ونیز موقعیت روانی افراد مرتبط است.
حاشیه نشینی به عنوان آئینه تمام نمای مسائل شهری ویژگی های خاص و مسئله آفرینی را در استان با خود به همراه داشته که هر یک از آن ها سرفصل معضل دیگری می توانند باشند. برای درک بهتر این ویژگی ها، حاشیه نشینان را می توان از دو منظر "مورفولوژی یا ریخت شناسی محلات" و "مشخصات ساکنین محل" توصیف و تبیین نمود.
کاظم احمدی آهنگ- کارشناس ارشد پژوهشگری -عهدیه اسدپور- کارشناس پژوهشگری
متن