فرماندار آمایش محور ،شهر بی برنامه

مهندس افشار مقدم فرماندار شهرستان بزرگ بابل در جلسه اخیر کمیته برنامه ریزی این شهرستان  نکات جالبی مطرح نمودند که بهانه تحریر این سطور گشت.ایشان بدلیل آشنایی با علم جغرافیا به ادبیات آمایش سرزمین که دیتا وبرنامه مهمترین رکن آنست بسیار علاقه مند می باشد ولی ساختار سیاسی واداری فرمانداری  وروحیات شخصی مهندس افشار مانع از جهت گیری تفکر تکنوکراتی مدیری است که می خواهد هوای شهرش را داشته باشد . البته جناب فرماندار خود خواسته یا ناخواسته وارد اموری شدند که نه در شان فرماندار است نه قلیا بدانها اعتقاد دارد .اموری که به تفرق شهری دامن زده وحداقل فرماندار به عنوان نماینده عالی دولت نتواسته هماهنگی های لازم در شهرستان را به وجود آورد چه آنکه خود ش از عدم ارائه برنامه توسط مدیران شهری گلایه دارد!خود انتقادی فرماندار وتذکر به روسای ادرات فی نفسه ایرادی ندارد امااینکه چرا شهرستانی به این بزرگی نمی تواند برنامه داشته باشد به چه عواملی بستگی دارد ؟جالب آنکه فرماندار ارائه ندادن برنامه توسط مدیران ادارات شهرستان را حلقه مفقوده تحقق اهداف برنامه پنجم توسعه  دانسته واز آنان خواست برای جذب بودجه چانه زنی ولابی نمایند. خوشتر از این تذکرات اعتراف جناب ایشان به عدم اجرای مصوبات سه دور سفر ریاست جمهور ی است ،مصوباتی که به اذعان بسیاری از کارشناسان دلسوز ومتخصص از اساس محل خدشه وتردید بود.حالا فرماندار مانده است بابل را طی یک برنامه  منسجم آمایشی اداره نماید یا به دعوای نمایندگان  برای بخش گردی های بی مبنا وتبلیغاتی  پاسخ دهد که آقا اگر بامن به این جا وآنجا نیایی  چنان وچنین می کنم!.فرماندار هواشناس  به خوبی می داند که الویت اول ایشان در شهرستان ایجاد هماهنگی و وحدت  است، امری که ایشان نتوانسته در اجرای آن موفق باشد . او حتی به اعتراف خودش در دریافت برنامه از سوی مدیران زیر دستش عاجز بوده  وبه استناد آنچه در جلسه کمیته برنامه ریزی گفته شهرش بدون برنامه  وفاقد خط ومشی مشخصی اداره می شود.امیدوارم فرماندار شهرستان بیش از اینکه به تامین رضایت فرد خاصی توجه کند به اعمال قانون وحفظ جایگاه فرمانداری اهتمام ورزد . شهرستان زمانی می تواند برنامه  راهبردی ومدون داشته باشد که فرماندار قدرت بسیج منابع وانسجام  همه توان ها وگروه ها را داشته باشد  وفرماندار شهرستان باشد نه همراه فرد خاص.!

گلایه های کم اثر

خطیب محترم جمعه بابل طی دوهفته اخیر نسبت به کم توجهی اصناف واقشار در گرامی داشت مناسبت های مذهبی تذکر داده و گلایه داشتند.امام جمعه دلسوز شهرما از اینکه شعائر مذهبی کمرنگ وبی روح میآید ومی رود نگران بودند.ایشان از مومنین خواستند مهر خویش را نسبت به  خاندان عصمت وطهارت  از طروق مختلف به ویژه تبیلغات محیطی ابراز دارند.پرواضح است که پاسداشت شعائر دینی  ومذهبی هر چه مردمی تر وخودجوش برگزارشود بهتر است اما در نظام اسلامی دستگاه های فرهنگی هم در این زمینه مسولیت دارند .سازمان تبلیغات اسلامی ،فرهنگ وارشاداسلامی وده ها نهاد وارگان فرهنگی دیگر اگر به وظیفه خود  توجه بیشتری نمایند  شاهد شور ونشاط معنوی بالاتری در جامعه خواهیم بود .علاوه بر سستی وضعف دستگا ه های مذهبی نهادهای دینی مثل روحانیت و هیات های مذهبی هم در حالت انفعال و رخوت بسر می برند . ازاین منظر از ائمه جمعه وفرمانداران ،نهادهای فرهنگی ،شهرداری ها ورسانه های گروهی انتظار می رود در شوق آفرینی ،انسجام وحرکت بخشی جامعه   جدیت داشته  تاشاهد نشاط معنوی وتکریم مناسبت ها باشیم .بدون شک نقش ومسولیت شهرداری ها در فضاسازی  وتبلیغات محیطی  بیش از دیگران است .در این قلم باردیگر از هیات های مذهبی انتظار می رود در کنار برنامه های هفتگی به تبلیغات محیطی به خصوص آذین بندی معابر در اعیاد وجشن ها اهتمام بیشتری داشته باشند. در غایت این سطور ضمن تبریک میلاد فرخنده امام غایب از نظر حضرت بقیه الله الاعظم  را به مشتاقان ومنتظرانش تبریک می گویم.

 

برگزاری آزمون سراسری تابلوی عملکرد موفق واصلی یک دانشگاه نیست

در کلاس درس سازمان ومدیریت  همهمه ایی برپاشد ،هردانشجویی تحلیل خودرا از اوضاع واحوال کشور ارائه می داد،طبق معمول همه محا فل کشورخودمان را با کشور های توسعه یافته مقایسه می  کردیم .استاد محترم  رو به دانشجویان کرد وبا ادبیات دل نشینی گفت .اوه چه خبره!کلاسو گذاشتین سرهم.دانشجویان که از تذکر استاد  آروم شدند منتظر پاسخ وی موندند .استاد به سمت وایت برد رفت وچند عنوان راطبق معمول بادو زبان نوشت تاهم باسوادها متوجه شوند وهم بی سوادها خوششون بیاید !بعد این عبارات را یک به یک تشریح کرد وگفت برای ارزیابی هرپدیده  ومقایسه آن با دیگری به چند عامل توجه کنیم ،ا-قوانین ومقررات،2-ساختار وتشکیلابت 3-محیط 4 - بودجه واعتبارات 5-امکانات وتجهیزات6- مهارت ودانش نیروها 7- سبک سازمانی ۸-خروجی ومحصول وچندتا آیتم دیگه.حرف های تخصصی استاد سکوت خاصی به کلاس بخشید به طوری  صدای بوق خودروهای عبوری جاده هم شنیده می شد.استاد دیروز وامروز من که هم اکنون ریاست همان دانشگاه را بر عهده دارد اخیرا مصاحبه ایی نموده وبرگزاری آزمون سراسری را تابلوی موفقیت دانشگاه آزاد برشمرد.از گفته ایشان متعجب شدم ودر مقام شاگردی خودرا در کلاس درس سازمان ومیریت می بینم واز محضر جناب ایشان می پرسم که بر اساس کدام استاندارد دانشگاهی برگزاری آزمون یک ویژگی مثبت  برای واحد علمی قلمداد می شود ؟.درصورتی که تولید علم،تجاری سازی یافته های پژوهشی، ،وچند شاخص مهم دیگر در حوزه های پژوهشی ،آموزشی ،بین المل،فناوری ، ملاک ارزیابی دانشگاه ها ست که هفت عامل پیش گفته  سازمانی را نیزبه عنوان زیر ساخت  شامل می شود.گا م های ارزشمند دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر طی سالهای گذشته برای توسعه کمی وکیفی برکسی پوشیده نیست لیکن اگر این تمهیدات اهداف اصلی نظام اموزش عالی رابر طرف نسازد البرز را به کفچه پیموده ایم!.ارزیابی سطح  دانش ومهارت  دانش آموختگان،میزان دسترسی به منابع علمی روز ،شرکت در کنفرانس های بین المللی ،مقالات I.S.I،کتب   ومجلات علمی ،نسبت استاد به دانشجو وشاخص های از این دست می تواند تابلو های اصلی عملکرد دانشگاه  وموجب اعتمادسازی خانواده هاباشد ولی برگزاری آزمون  ها وهمایش ها ی غیرعلمی ومناسبتی که متاسفانه گریبانگیر دانشگاهای دولتی هم شده مبنای فرعی عملکرد محسوب می شود

سخنی باشهردارجدید بابل

از آذرماه سال 1313که بابل صاحب شهرداری  شد چهل وپنج شهردار به خود دید . یعنی طی 77سال گذشته بطور متوسط هر 17ماه  یک نفردر  شهر بزرگ شمال  در بلدیه  حکمرانی می کرد.تعویض زود به زودشهرداران به یک اپیدمی  در این شهر تبدیل شده است. چه آنکه این تعویض های مکرر ضربات سنگینی به پیکر بارفروش زد.جالب آنکه به گواهی تاریخ وسوابق موجود حداقل بعد از انقلاب   دو دوره موفق  شهرداری مربوط به زمانی است که ثبات مدیریت در شهر وجود داشته است دوره ایی که مهندس صادقلو ومهندس ملایی هریک به مدت چهار سال فرصت خدمت داشتند.اما   پس از کش وقوس های فراوان  مهندس فرهاد عسکری به عنوان   چهل وپنجمین   شهردار بابل منصوب شد .مهندس عسکری با توجه به سابقه معاونت فنی وشهرسازی وسرپرستی  شهرداری بابل وهمچنین دانش فنی بالا وتحصیل در دانشگاه صنعتی شریف  می تواند امید وآرزهای مردم فهیم بابل را دوباره زنده نماید البته به شرطی که عمر مدیریت این جوان آرام ومحجوب کوتاه نباشد!.مردم بابل از شهردار تازه نفس وباانگیزه  خود انتظار دارند تاریخ ساز وخدمت محور باشد وبه چیزی جز کاروتلاش فکر نکند ،کاری که مهندس جوان قائمشهری در شهرساحلی بابلسر انجام می دهد. چه آ نکه رمز موفقیت مهندس رنجبر علاوه بر تخصص سیاسی نبودن ایشان می باشد.متاسفانه بابل شهری سیاسی ودارای جریان های رادیکال است وهنر شهردار پرهیز از ورود به مسائل سیاسی می باشد.در همین زمینه شورای شهر هم می تواند حامی شهردار باشدچراکه قوی ترین شهر دار نمی تواند بدون حمایت مردم ،مسولان وشورای شهر موفق شود .لذا شور ای شهر با درس گرفتن از فرصت های از دست رفته می تواند شهردار جوان  منصوب خویش را در مسیر رشد وتوسعه شهر بزرگ بابل یاری نماید واز وی کارهای کلان مطالبه کند نه آنکه شهردار را در گیر امور کوچک وکم اهمیت نماید.همچنین ازمسولان شهرستانی واستانی نیز انتظار می رود  عدالت را در باره بابل رعایت نموده  ملاطفت بیشتری بااین شهر بزرگ شمالی داشته باشند.در انتها چند پیشنهاد به  شهردار دانش آموخته دانشگاه شریف:

.

 

ادامه نوشته

سازمان توسعه وعمران دریا وسواحل  ،گامی زیر بنایی

در میان احکام مختلف برنامه پنجم توسعه ماده 187 آن برای استان های ساحلی از اهمیت بسزایی برخوردار است ،چه آنکه  براساس این ماده دولت مکلف به تشکیل سازمان توسعه وعمران دریا وسواحل  گردید تامطالعه  واجرای طرهای بهسازی وشنا زیر نظر وزارت کشور به عنوان متولی اصلی ساماندهی سواحل وطرح های شنا در سال اول برنامه   عملیاتی شود .بدون شک اجرایی نمودن چنین قانونی امری زیربنایی والبته دشوار خواهد. از آنجا ئیکه سواحل دریا ی شمال یکی از مراکز اصلی گردشگری کشور است  ضرروت ساماندهی آن بیش از پیش احساس می شد که خوشبختانه دولت محترم با حمایت قانونی مجلس  شورای اسلامی به این مهم توجه جدی دارد ودر صدد اجرای آن است .ایجاد سازمان  توسعه وعمران سواحل  منجر به هماهنگی وتمرکز مدیریت سواحل می گردد وآثار وبرکات فراوانی دارد وبسیاری از مشکلات ونارسائیهای موجود را کاسته  رضایت عمومی را بالا می برد.بخشی  تلفات وخطرات موجود در سواحل بدلیل کمبود امکانات ونبود دسترسی کافی به طرح های سالم سازی دریاست که شناگران را به کام مرگ سوق می دهد. .هم اکنون سازمان ها ونهادهای متعددی پیرامون   دریا  حضورومسوولیت  دارند . موازی کاری ،منابع تعریف نشده ،وظایف پراکنده  وفقدان متولی مشخص مدیریت بردریا وسواحل را سخت کرده  واز طرفی توسعه  وتجهیز سواحل را نیز باکندی مواجه ساخته است.با تشکیل سازمان " ستد س "میتوان به توسعه همه جانبه سواحل امیدوار بود سواحلی که ارزشهای بسیار مادی اجتماعی برای کشور دارد وهر چه زود تر سواحل ساماندهی شود ناهنجاری های اجتماعی ،زیست محیطی ،بهداشتی  وانتظامی کاهش پیدا می کند. نکته مهم در باب ساماندهی مدیریت دریا وسواحل پیش بینی طرح های زیر بنایی وتخصیص اعتبار کافی برای پاسخگویی به نیازهای  رفاهی مسافران و هزینه  نیروهای امدادی استکه باید در قالب بودجه سالانه  لحاظ شود. اجرای قانون ماده 187برنامه توسعه  بدون مشارکت وهمکاری  وزارت خانه ها وسازمان های ذیمدخل  به سر انجام نمی رسد وبرای تحقق موضوع شایسته است نمایندگان ومدیرا ن استانهای ساحلی  هماهنگ وپیگیر باشند. مشارکت دادن  بخش خصوصی  در اجرای این طرح ملی  کمک شایانی به اهداف قانون  گذار می کند وحتی منجر به ایجاد شغل های جدید در مناطق ساحلی میشود  رسانه گروهی هم می توانند با انعکاس  نظرات کارشناسان ومطالبات مردم  تا حصول نتیجه   به متولیان امر کمک نمایند.

چرایی انفعال نهادهای نظارتی

هریک از سازمان ها ونهادهابه حکم قانون وبرای انجام خدمت مشخصی  ایجاد شده اند .سازوکار تشکیل ،اهداف ،ساختار وشرح وظایف  آنها نیز مطابق با قانون  تنظیم شده است .این سازمان  هابرای اجرای اهداف  تشکیل خود دارای برنامه  ودستورالعمل هایی  بوده وبرای همین منظور نیرو،اماکن ،امکانات ،تجهیزات ومنابعی در اختیار دارند،علاوه برهمه این مقدمات  به سازمان ها در قالب برنامه های بلند مدت وکوتاه مدت فرصت داده می شود تادر اجرای  وظایف محوله اقدام نمایند. همچنین قانون گذار برای نظارت بر حسن اجرای منویات خویش  سازمان،ساختار  وسازوکارهای نظارتی را نیز در کنار دستگاه های اجرایی تعبیه نموده است.اما سخن اصلی اینجا ست  که  سنجش ،نظارت وارزیابی در ایران  بی روح وکم اثر است. فقدان نظارتی مستمر وموثر به انحراف سیستم اجرایی وبازدهی کم آن منجر شده است .رضایت  مردم از خدمات دستگاه های اجرایی  پایین بوده واین در حالی است که  نهادهای نظارتی هم به وظایف خودشان به درستی عمل  نمیکنند و همین مسئله افزایش  بی اعتمادی عمومی  را دامن می زند. انتظار مردم از دستگاه ها ونهادهای نظارتی این است که از حالت خنثی بودن بیرون بیایند وبا جدیت جایگاه قانونی خود را احیا نمایند . چه آنکه در تمام دنیا تخلف وجرم اتفاق می افتد لیکن رسیدگی به تخلف وبرخورد با متخلفان است که مایه آرامش واعتماد جامعه را فراهم می کند.متاسفانه ارگان های نظارتی بسیار منفعل عمل می کنند  ودستگاه های اجرایی را به حال خود رها ساخته اند.شاید مهمترین بخش نظارت ،نظارت بر چگونگی اجرای برنامه های مصوب وتعهدات  سالانه کلیه دستگاه های است که ازمنابع ملی وعمومی استفاده  می کنند.کند شدن روند اجرای طرح های عمرانی، افت شدید کیفیت خدمات ،طولانی بودن زمان ارائه خدمات دولتی ،روشهای متحجرانه ارائه خدمات و عدم اجرای تعهدات  ازجمله نکات مهمی است که هوشیاری ،جدیت وصلابت نهادهای نظارتی را می طلبد. درکنار این مسائل آسیبی که بر فرآیند نظارت  حکمفرماست جریان مصلحت  حاکم  براین اموراست .نهادهای نظارتی تحت تاثیر  روابط  ناصواب در اجرای  وظایف خود مصلحت اندیشی می کنند وهمین امرموجب  تضعیف نظام نظارت وارزیابی شده است.امید می رود نهاد های نظارتی از انفعال  ومصلحت خارج گردیده  بااستحکام وپویایی در  اصلاح امور  وبهبود فضای  خدمت  موثر واقع شوند.

طرحی برای همگانی شدن تعظیم شعائر مذهبی ،انقلابی وملی

یکی از را ه های گرامیداشت  مناسبت ها وجه تبلیغاتی  آن می باشد .نصب تراکت ،بنر ،پرچم  وسایر اقلام تبلیغاتی حسب نوع مناسبت  نشان دهنده ابراز احساسات هموطنان مسلمان می باشد.حضرت حجه الاسلام روحانی خطیب جمعه بابل در خطبه های جمعه  گذ شته بابل  با ابراز گلایه از کم توجهی به اعیاد شعبانیه  از مومنین خواستند در گرامی داشت مناسبت های مذهبی توجه بیشتری  داشته باشند.نگارنده در چندیاداشت قبلی به تفصیل در خصوص تبلیغات محیطی مناسبت های مذهبی  مطالبی را قلمی نموده است اما دراین فرصت با توجه به تذکر امام جمعه محترم پیشنهاد زیر را برای همگانی شدن تعظیم شعائر مذهبی ،انقلابی وملی ارائه می نمایم .امیدوارم این طرح مورد حمایت ائمه محترم جمعه وجماعات،هیات های مذهبی ،سازمان ها ونهادهای مذهبی وفرهنگی وشهرداری ها قرار گیرد.

در آستانه میلاد حضرت ولی عصرارواحنا فدا با مشارکت خیرین ،بخش خصوصی  ،نهادهای عمومی وهیات های مذهبی " جا پرچمی  های دوشاخه وچند شاخه "همراه با پرچم های ا لوان  تهیه وبا قیمت های مناسب در نمازهای جمعه ومساجد توزیع شود ،مومنین هم بانصب جاپرچمی روی دیوار منازل ومحل کسب خود  وآویختن پرچم در مناسبت های   مختلف بصورت مستمر در تعظیم شعائر مذهبی مشارکت خواهند داشت واز این طریق مهر خویش را به اهلبیت عصمت وطهارت  اهدا می نمایند. در صورت اجرای این طرح ارزان قیمت  شاهد فراگیر شدن تبلیغات مذهبی می شویم وجای جای شهر ودیارمان  را  علائم وبیرق های مذهبی  فرا می گیرد. کسبه محترمی که در این بخش فعالند می توانند با سرمایه گذاری در این طرح معنوی هم در  ترویج وتعظیم شعائر مذهبی مشارکت داشته باشند وهم سود حلال از این طریق کسب نمایند. انشاالله مومنین این طرح را در کنار سایر تمهیدات مذهبی از قبیل برپایی مناسبت اعم از اقامه عزا در وفیات ویا برگزاری جشن در شادی ها مد نظر خواهند داشت وجشن میلاد امام زمان عج الله تعالی شریف امسال پر شکوهتر از سالهای گذشته برگزار می شود.

شعری محلی در رثای چهار شهید نیاز آذری

shohada1.jpg

کوءِ اسرافیل کو رمضون

احمد و بهزادِ جون

بَهُوِم زِ چهار شهیدون

زِ نسَب هسنه هم نوم

دهینه بر سرِ پیمون

بوردنِه خِیلِ شهیدون

هَسمی وِشونِ مدیون

 

جونِ پاکُ و با ایمون

بهزادِ خوب و خِش زبون

جَم کرده سَرِ رفقون

تا بُورن جنگ کافرون

عاقبت با نیتِ پاک

تن بَیّه مهران چاکِ چاک

فِدای شاه شهیدون

 

صد آفرین صد مرحبا

احمد اون لالة زیبا

دلیر و جنگجو و شِجاع

زعدو نِداشته پَروا

وِ با شِه دوست و رُفقا

کشته بَیّهِ ملکِ مجنون

اون جون پاکِ خِش رو

اسرافیل دائم خنده رو

لاله قشنگ و خِش بو

شیر دلیرِ دشت و کو

عاقبت در جنگ با عدو

 

شهید بیه قلاویزون

چه خالص و چه بی ریاء

رمضون او گل باصفا

مثل شه ارباب و مولا

غریبی چه زار جان هدا

شاهدم این اِدّعا

هسه دیار مریون

 

شهیدون نیاز آذری

دین ر هکردنه یاری

به امام بَوتِنه آری

بَوتِنه پیرِ جماران

دَرِمی بَر سَر پیمون

همتا بُومی تهِ قربون

 

این شعر توسط برادر رحیم شباهت از اهالی کتی غربی بابل به مناسبت  بیست وششمین سالگرد شهدا سروده شده است.

اعیاد شعبانیه

jouzeao3ut1dyz83plul.jpg

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد.

عطر نفس بقیه الله آمد.

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین، یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد.

اعیاد شعبانیه مبارک

سر گذشت خواندنی یک شهید در دوران کودکی

درزمان طفولیت دچاربیماری سخت وصعب العلاجی  شده بود، به طوری که هر لحظه در آستانه مر گ قرار داشت .سکونت در روستایی دورافتاده ومحروم وعدم دسترسی به پزشک حیات این کودک نازنین  را در خطر انداخته بود ،ولی علیرغم کمبودهای بهداشتی ودرمانی دوران طاغوت پدرش با فروش دام وزمین کشاورزی  در کنار همه مشکلات معیشتی عزم خود را برای درمان پسر ششم خود بکار بست چراکه قبلا پسر چهارم خود-عبدالصمد-را بدلیل بیماری از دست داده بود.مرگ ومیر کودکا ن در زمان ستمشاهی خاندان پهلوی امری رایج بود !.نبود امکا نات درمانی وبهداشتی ،فقر مالی خانواده ها  ،ونبودجاده وراه ارتباطی دست بد ست هم می داد تا آمار مرگ ومیر کودکان بالا بماند. اما همه این  تنگناها باعث نشد مشهدی آقابزرگ پیگیر درمان اسرافیلش نشود. برخی اهالی محل که مرگ ومیر کودکان ونوجوانان به همان دلایل پیش گفته برای شان  امری عادی شده بود به پدر اسرافیل خورده می گرفتند  که مشتی !پسررا بزار به امان خدا!، این بچه دست تورا نمی گیرد.چرا خودت را توی درد سر میاندازی!اما پدرمومن  وباتقوای  اسرافیل که دارای تحصیلات وسواد قرآنی بود آینده ایی روشن برای پسر سیه چرده وترکه ایش   متصور بود و حفظ سلامتی فرزند دلبندش را ماموریتی الهی می دانست تا مشیت الهی در زمانی دیگر  فیض عظیمی را برای فرزندش رقم بزند.ابهرحال اراده الهی، همت مجدانه پدر ودعای خیر مادر سبب  بهبودی پسری شد که بعدها چون شیر در جبهه ها می غرید. با پیروزی انقلاب اسلامی، دوران  ظلم وستم به پایان رسید ونور تابان امام وانقلاب  جای جای میهن ما را روشنایی می دادتا اینکه  خفاشان شب پرست تحمل خورشید عالم تاب امام وانقلا ب را نداشتند وبا اجیر نمودن صدام بعثی به کشور ما حمله کردند.باآغاز جنگ فوج فوج جوانان وطن  برای دفاع از اسلام وکشور به جبهه های نبرد  روانه می شدند .در چنین ایامی همان پسری که دیروز  سلامتی اش  با مشقت وسختی پدرش حفظ گردیده بود عزم جهادنمود تایکی از سربازان خداوند برای نصرت رزمندگان شود .اسرافیل با لکنتی که بر زبان داشت هنگام اعزام به جبهه خاطره ایی را با پدر مرور کرد وبه پدر گفت یادت میاد وقتی برای درمان من در کودکی تلاش وهزینه می کردی هم محلی ما می گفت فلانی چرا برای این پسر مردنی این همه به درد سر می افتی !.پدر دنبا دیده و آینده نگر ش که خود از پاسداران سپا ه اسلام  هست گفت آری پسرم یادم هست. اسرافیل که در حال جمع وجور نمودن وسایلش بود به پدر گفت  به اون آقا بگو همان اسرافیل مردنی !حالا بزرگ شده وداره میره برای دفاع از اسلام  با دشمنان بجنگد.اسرافیل پس از چند دوره اعزام به جبهه وهمسنگری با سر دارانی چون حاج علی فردوس وحاج علی اکبرنژاد سر انجام در 12 تیرماه 65 در عملیات کربلای یک در منطقه قلاویزان مهران با اصابت تیر مستقیم دشمن آسمانی شد ودقیقا ده ماه پس از شهادت برادر کوچکترش رمضان که پیش از وی در24شهریور 64در مریوان  به فیض عظمای شهادت رسید ه بود  به ملکوت پر کشید . پیکر نورانی  شهید اسرافیل نیاز آذری در جوار شهدای گلزار سردار شهید میر رمضان اسماعیل پور  به خاک سپرده شد تا به فرموده اما م شهیدان " تربت پاک شهیدان تا ابد مزار عاشقان وعارفان و دارالشفای دلسوختگان شود".یادم نمی رود مادرم در روز تشییع پیکرپاک شهیداسرافیل  درمحل معراج شهدا ی بیمارستان شهید یحیی نژاد مویه کنان می گفت"گلاب دستانم دوتا شد دده بمیره !، مه جان پسر دده بمیره، "!.تشییع جنازه اسرافیل درحالی انجام  می گرفت که پیکره پاره پاره شهید بهزاد نیازآذری دیگر شهید خاندان نیازهمان وقت در معراج شهدا قرار داشت تا دو روز بعد در روستای آری بندپی شرقی بابل خاکسپاری شود. بهزاد عزیز هم در کنار شهید احمد نیاز آذری آرام گرفت تا چهارمین شهید خانواده های نیاز آذری سند افتخار خانواده ایی باشد  که برای دفاع از اسلام عزیزترین جوانان خودرا هدیه نمودند انشاالله همه ما بتوانیم باتاسی ازراه شهدا رهرو ولایت وخدمتگزارصادق وبی منت  مردم باشیم. به همین مناسبت عصر دوشنبه سیزدهم تیر ماه طی مراسمی یاد ونامشان را در زادگاه این چهار شهید در روستای آری بخش بندپی شرقی بابل گرامی میداریم.

نفت فرصت ملی ،دریا تهدید ملی

برنامه پر بیننده گزارش خبری شبکه دوم سیما  سه شنبه شب بررسی طرح سالم سازی دریا و وضیعت  سواحل شمالی را با حضور استانداران گیلان ومازندران روی آنتن برد. این برنامه که با اشکالات تاسفبار فنی وارتباطی همراه بود! به نقد وتحلیل مدیریت سواحل وطرح دریا پرداخت. سواحل نازیبای! شمال در کلیه فصول به ویژه ایام تعطیلات  پذیرای خیل کثیر مسافران  است .هموطنانی  که زیارت امام هشتم و سیاحت  اماکن تفریحی شمال خصوصا دریا را بهانه  مسافرت می کنند با توقعات والبته مشکلاتی مواجه اند .متاسفانه علیرغم فراوانی مسافران زیرساخت ها وامکانات  لازم برای آنها فراهم نیست .در صورتی که باید به دریا  به عنوان یک ظر فیت ملی نگریست وامکا ناتی متناسب با تعداد مسافران   به استان های شمالی تخصیص داده شود،اما در عمل این طور نیست ومردم شمال مجبورند امکانات خود را با مسافران تقسیم نمایند.وقتی از  سواحل شمال  استفاده ملی می  شود  زیر ساختها ومنابع ملی هم  باید در خدمت آن قرار گیرند.در شراط فعلی دریا برای استانهای شمالی جنبه تهدید پیدا نموده است تا فرصت.دولت وقتی به شمال بودجه می دهد مطابق شاخص هایی است که برای  سایر استانها در نظر می گیرد درحالی که مازندران  هزینه واستهلاک   ناشی از مسافران میلیونی را  هم دارد که برای آن اعتبار خاصی تخصیص نمی یابدحالا آقای حیدری که شبکه اش توان یک ارتباط زنده را از لحاظ فنی  ندارد به استانداران شمالی خورده می گیرد که جاده های شمال  کشته پرور است یا چرا دریای شما اینقدر غریق دارد.پیشنهاد میکنم آقای حیدری مسولیت طرح سالم سازی دریا را با همین اعتبارات ناچیز وامکانات اندک بپذیرند بعد ببینیم چه گلی برسر مسافران می زنند.اطلاعات موثق دارم مجموعه عواملی که با طرح دریا همکاری دارند بدلیل کمبود نیرو ،تجهیزات وحقوق ناراضی هستند وبدون تعارف با این شرایط انتظار خدمات بهتر را نمی توان داشت. در صورتی که متناظر با دریا نفت قرار دارد که کشور برای استفاده از آن سرمایه گزاری های کلان  نموده است .آیا چون نفت در حنوب کشور قرار دارد یک مسئله  منطقه ایی محسوب می شود  یا بلحاظ اهمیتی که برای کشور دارد بدان توجه خاصی می شود .یک باور غلط در نزد سیاستمداران وبرنامه ریزان کشور هست که دریا را یک تهدید فرهنگی واجتماعی می دانند وچون به نشاط مردم توجه ندارند اهتمامی هم  به این بخش نمی کنند . نحوه تخصیص بودجه امسال دولت به طرح دریا  ملاحظه فرمائید تا  عمق فاجعه به یک طرح ملی پی ببرید .دویست میلیارد تومان اعتیار از محلی فروش برخی تاسیات ودارایی های دولت!..پرسنل اداری ،انتظامی وامدادی  تا ماه ها حقوق ندارند وباید منتظر تخصیص اعتبار وفروش املاک دولتی بمانند.! طرح سالم سازی دریا ومدیریت سواحل به مجموعه اقدامات عمرانی ،اجتماعی ،فرهنگی واداری نیاز دارد که مستلزم استقرار ساختار ومدیریت مستقل وبا امکانات ،ساختار ،نیرو ومنابع ملی  می باشد .چه آنکه دریای شمال معضلات بهداشتی ،زیست محیطی، فرهنگی ،انتظامی واجتماعی هم دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در پایان این سطور از رسانه گروهی ،نمایندگان ونهادهای مردمی ،مراکزدانشگاهی وهمه کسانی که امکان گفتن حرف حق را دارند انتظار می رود در بار ه این امر ملی ورود پیدا کنند تا برنامه ریزان ومسولان کشور توجه شایسته تری به دریا وسواحل آن داشته باشند.

طاهایی الگوی من است!

در طول فعالیتهای اداری ومطبوعاتی با اشخاص ، شخصیتهاوجریان ها ی مختلف ومتعددی مواجه شدم  که بر من تاثیر گذاشته اند .چه آنکه رفتار،خلقیات ،مواضع ومنش برخی انسانها بردیگران اثر گذار است . برای دیدار یکشنبه روز برادر مهندس طاهایی  با اصحاب رسانه استان مازندران  مطالب فراوانی برای نوشتن آماده کرده بودم اما چابکی وزرنگی برخی همکاران  در انتشار بهنگام گزارش دیدار  موجب شد  نشست مذکور را از زاویه دیگر قلمی نمایم. واکنش های اسلامی واخلاقی  نماینده حکومت اسلامی مرا مشحون از شعر وشعور ساخت .رعایت حرمت برادران  دینی،مانع شدن از تهمت زدن به دیگران ،پذیرفتن کمبودها ،قبول قصور وتقصیر ها ،دعوت به خیر ومحبت ،تشویق  به برادری  ومودت، انتقاد پذیری ، توصیه به کار وتلاش ،امر به دستگیری ومراقبت ،احترام به همکاران وچند رفتارپسندیده دیگر.این ادبیات واین شیوه مواجه با چالشها ومشکلات موجب تکریم ومستحق پاداش است وبرای من اهل رسانه  این گونه رفتار ومنش مهندس طاهایی  جای الگو شدن را دارد البته انتظار می رود سایر مدیران ومسولان مثل استاندار محترم با مخاطبان مراوده داشته باشند  ورفتار ایشان را الگوی خود قرار دهند. هر چند نوشتن این وجیزه بدان معنانیست که جناب ایشان خالی ومصون از عیب واشتباه است اما نگارنده یاد گرفته است طبق درسهای پیامبر اعظم صلی الله آداب خوب برادرانش را الگو کند .متاسفانه  دراین جلسه مطبوعاتی برخی خبرنگاران کم اطلاع و ناآگاه مطالب ناروا ونامناسبی بیان نمودند که اصلا در شان اصحاب قلم ورسانه نبود که جادارد در این خصوص اداره کل فر هنگ وارشاد اسلامی وروابط عمومی پرتلاش استانداری تدابیر لازم را اتخاذ نمایند.اما در پایان سخنی با استاندر فرهیخته دارم.  نمی دانم می توانم برادری که خیلی به  اوعلاقه مندم را دعوت به صراحت وصلابت نمایم که ای عزیز مصلحت مردم ونظام ایجاب نمی کند در مواجه با زیر دستان ومدیران سختگیری بیشتری داشته باشید؟ تا امور خلق به درستی وشتاب فزونتری  ادامه یابد. این روزها بخاطر همراهی نمودن برادرم برای امری ملی روستا به روستا ،خانه به خانه وجلسه به جلسه شنونده مشکلات و درد دل های مردم از اقشار مختلف هستم.آقای استاندار، همه ناراضی، همه بی اعتماد وسرخورده !چرا ،باید فکری برای مردم کرد .بحث حیثیت نظام وحرمت خون شهیدان در میان است.هر چند روشنگری، شوق آفرینی  واعتماد سازی جناب اخوی  التیامی بردرد های مردمی است که وارث اصلی انقلاب هستند  اما انتظار این است که حضرت عالی به عنوان مقام ارشد اجرایی استان قدم های محکمتری بردارید وبا نظارت، تذکر وارائه طریق  گره ایی از مشکلات مردم را وا نمایید کما اینکه براین سیاق می باشید امانگرانی خانواده ها از بیکاری فرزندان وخطر آلوده شدن شان به مواد مخدر ومشکلات اداری  آسایش وروان مردم را پریشان کرده است.باید فکری کرد !باید فکری کرد !باید فکری کرد!.

مدیریت حجاب وعفاف و ضرورت ایجاد  نهاد مستقل

مدیریت  حجاب وعفاف  که بیشتر به مبارزه با بی حجابی  وطرح امنیت ا جتماعی  شهرت دارد در حال حاضر به  یکی از پرحاشیه ترین موضوعات  سیاسی –اجتماعی کشور بدل شده است . علما،متد ینین،ومسولان از وضیعت فعلی حجاب در کشور راضی نیستند ودر تریبون های مختلف نگرانی واعتراض خود را اعلام نموده اند.اما همواره برای برخورد با پدیده بی حجابی یا چگونگی  مدیریت حجاب وعفاف  اختلاف نظر های جدی  در کشور وبین خود مسولان وجود دارد .گروهی مقابله قهر آمیز وانتظامی با این معضل را اقدام درستی نمی دانند وبیشتر به کار فرهنگی وآموزشی اعتقاد دارند .این دسته براین باورند که بد پوششی عوامل وزمینه های فراوانی دارد که باید با شناخت عوامل ومطالعه آنها موضوع عفاف وحجاب به عنوان یک پدیده اجتماعی لحاظ شود واز حالت جرم وانتظامی خارج گردد مگر آنکه اقدامات سازمان یافته ایی پشت سر آن باشد. در مقابل  عده ایی بی حجابی را خطر آفرین دانسته  وآنرا معضل بزرگ امروز جامعه دینی برمی شمارند.این گروه ضمن قبول داشتن کار فرهنگی اما اجرای قانون وبرخورد با مظاهر فساد  که بی حجابی مصداق آنست را  ضروری می دانند.بهر شکل هنوز اراده  ورویه واحدی برای حل معضل در کشور اتخاذ نگردیده والبته با سیاسی شدن  مسئله گره های سنگینی  دیگری براختلاف نظر های پیشین اضافه شد که تغییر مکرر قوانین،مقطعی شدن زمان اجرای قانون ومقاومت های برخی مجریان  از جمله آنهاست. جدا از اختلاف نظرها در چگونگی اجرای قانون  این پرسش اساسی مطرح است که آیا نیروی انتظامی انگیزه ،توان، امکانات  واراده لازم برای اجرای این قانون رادارد یا خیر؟.آیا  نیروی  انتظامی برای اعمال قانون وبرخورد با این معضل نیروی آموزش دیده  دارد ؟واقیعت امتحان شده از سالهای قبل حاکی از آنست که برخورد با مسئله بی حجابی مقطعی بوده وبه همان دلایل پیش گفته  پس از مدتی کوتاه به فراموشی سپرده می شود! .به اعتقاد این قلم نیروی  انتظامی ضابط مناسبی برای مدیرت حجاب وعفاف نیست چرا که این نیرو در حال حاضر برای انجام سایر ماموریت های خود با چالش ومشکلات عدیده  مواجه است چه رسد به آنکه بخواهد این ماموریت سنگین را اجرا نماید.اگر واقعا نظام نگران مسئله حجاب وعفاف  می باشد که هست ،شایسته است برای آن سازمان  مستقلی ایجاد کند و منابع ،نیرو  وامکانات  لازم در اختیار آن قرار دهد حتی لباس وپوشش مجریان طرح باید با لباس نیروی انتظامی متفاوت  باشد . از لحاظ روانی وحیثیت اجتماعی برای یک بانوی ایرانی خیلی سخت است که مامورانی که با دزد وشرور مقابله می کنند بخواهند جلوی او را سر معابر بگیرند وبه وی تذکر دهند.چرا که ماموران همه بدحجاب ها را به یک چشم نگاه می کنند درصورتی که برخی خانم های  دریافت کننده تذکر هیچ عمدی در بد حجابی ندارندو چه بسا که خیلی از اینها سایر فرایض دینی را انجام می دهند  هر چند بد حجابی شان قابل دفاع نیست .  در همین حال در بسیاری از موارد مقاومت هایی از سوی برخی خانواده ها وخاطیان مشاهده شده که در رسانه های دنیا بازتاب هایی نیز داشته است. به نظر این قلم نظام می تواند با تشکیل یک سازمان  آموزش دیده  ضمن رعایت جوانب مختلف امر وبا کم نمودن حساسیت های موجود را ه مناسب تری را برای مدیریت عفاف وحجاب اتخاذ نماید چه آنکه اکثریت جامعه با اصل عفاف موافقند  واختلاف نظر بیشتربر سر چگونگی مقابله با معضل بی حجابی می باشد.امیدواریم که مقابله با بی حجابی  با دقت وظرافت انجام شود وبه حرمت شهروندان خدشه واردنشود. از خانواده ها نیز انتظار می رود بر پوشش ورفتار فر زندان خود نظارت نمایند ودر حفظ ارزشهای جامعه دینی بکوشندتا نظام مجبور نشود از قوه قهریه استفاده نماید.

در آستانه مبعث پیامبر اعظم  خویشتنداری کنید

اینروز ها سه رویداد خبری سفر برخی  مقامات به ترکیه،تودیع ومعارفع فرماندار مرکز استان وانتقال اسب های میدان امام ساری بازتاب های وسیعی درمیان رسانه های  گروهی  ومحافل سیاسی استان مازندران داشت. تحولاتی که حساسیت  های بیشماری را برانگیخت . اما چطور میتوان با تحلیل درست یک برنامه یا فعالیت حساسیت ها را کاهش داد . آیا انجام اقداماتی که منجر به جدل رسانه ای وسیاسی شود در سال جهاد اقتصادی زیان بارنیست.؟آیا راهی برای کاهش پیامدهای منفی تصمیمات وجود ندارد ؟.از این روزهای مازندران عصبانیت  برداشت وجای خالی یک روابط عمومی موثر وارتباط گرا به خوبی حس می شود . در عصر ارتباطات واطلاعات که نمی شود اخبار را مخفی کرد.آیا بهتر نبود تصمیم گیرندگان سه برنامه پیش گفته  طی بیانیه ایی اهداف وعلت تصمیم خودرا قبل از اقدام منتشر می کردند.مثلا علل واهداف سفر به ترکیه  توسط روابط عمومی  دستگاه مجری سفر اطلاع رسانی می شد ودر پایان سفر هم گزارش آن به اطلاع عموم می رسید. وقتی اطلاع رسانی شفاف وبهنگام نمی شود معلوم است که شایعات ،شیطنت و ذهنیت ها شکل می گیرد.فقدان یک سیستم اطلاع رسانی  هوشمند  در استانداری وسایر سازمان ها موجب پدید آمدن این همه  جاروجنجال رسانه ایی وسیاسی می شود چراکه اقناع منتقدان ،ارتباط با رسانه ها ،تعامل با صاحب نظران  وتصمیم درست وکارشناسانه این روز بیشتر به چشم می آید.در اقدام انتقال اسب ها هم مرجع دستور دهنده یا نهاد اقدام کننده می بایست علت  تصمیمش را در غالب یک بیانیه اطلاع رسانی می کرد  عدم اطلاع رسانی شفاف،صادقانه وبهنگام بی توجهی به افکار عمومی  رادر پی داردو کسی نمی تواند نافی آثار منفی آن شود.کنش وواکنش هانسبت  به وقایع متفقه که به تندی انجامید  محصول فقدان نظام تعاملی بین سه ضلع مسولان ،نخبگان ورسانه هاست. تا جایی که استاندار فرهیخته از طریق رادیو ملی پاسخی می دهد که جز وظایف ذاتی روابط عمومی می باشد والبته بهتر بود از جملات لطیفتری بهره می جست.یا منتقدان ومخالفان انتقال اسبها از ادبیاتی  استفاده می کنند کانه دعوای هابیل وقابیل است. عزیزان ،در آستانه مبعث رسول مهر ورزی و اخلاق مداری قرار داریم بیایید با تمسک به سیره و آموزه های پیامبر اعظم  صلی الله کدورت ها را کنار گذاشته  وتمام همت خویش را صرف توسعه و تعالی  استان کنیم.واز طرح مباحث اختلاف برانگیز در رسانه ها وسایر محافل وتریبون ها بپر هیزیم.امیدوارم استانداری  در این زمینه پیشقدم شود وبابرگزاری مراسمی تالیف قلوب نماید.